جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)

1564

علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)

بودند ، گفت : « من مىخواهم تعدادى از آنان را به قتل برسانم و گروهى را هم براى كار و تعمير نگه‌دارم . » و اگر « احنف بن قيس » از اين كار او جلوگيرى نكرده بود ، تصميم خود را عملى مىكرد و دهها هزار تن را به « جرم موالى بودن » به قتل مىرسانيد و صدها هزار نفر را به بندگى مىكشيد و از آنان همچون ابزار و حيوان بهره‌كشى مىنمود . معاويه هنگامى كه در مقابل قدرتمند بانفوذى قرار مىگرفت كه او را براى حكومت خود خطرناك مىشمرد « نرمش ، بردبارى و بخشش » نشان مىداد و گاه حمله مىكرد و او را سرزنش مىنمود و سخنانى به وى مىگفت كه چون زهر و يا كشنده‌تر از آن بود . يا در آن هنگام خود را كنترل مىكرد و رضايت طرف را جلب مىنمود و سخن او را مىپذيرفت . هنگامى كه شخص متنفذى به او حمله مىكرد و او را در ميان درباريانش به باد انتقاد مىگرفت معاويه از ترس قدرت و نفوذ وى ، مدارا و حوصله به خرج مىداد و به مأمورين امنيّت خود دستور مىداد تا سخن انتقادكننده را ثبت كنند و مىگفت : « اين مطلب حكمت است ، آن را بنويسيد . » اما اگر آن شخص بدون قدرت و بىنفوذ بود ، معاويه ديگر بردبارى به خرج نمىداد ، حتى اگر آن فرد ، به معاويه حمله و يا اعتراض و شماتتى هم نكرده باشد . معاويه ممكن بود دستور بدهد « او را به طريقى بكشند كه قبلًا كسى را در اسلام آن‌گونه نكشته باشند . » معاويه گاهى خود را در برابر كسى كه امكان داشت سودى از او برگيرد ، سازشكار ، بردبار و كريم نشان مىداد . و از چنين شخصى هر درخواست و شرطى را مىپذيرفت به شرط آنكه به تقويت حكومت او هرچند كه ستمگرانه باشد ، كمك كند و در چنين حالى مصر و مردم